محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2534
تاريخ الطبرى ( فارسي )
چنان كه آخر سيل به دنبال اول آنست . » گفتند : « ما را به هر كجا مىخواهى ببر . » و او به مقابلهء گروه مجاور پهلوى راست رفت و حمله برد و آنها را عقب زد . گروهى از جوانان همدان پيش روى وى آمدند كه جمعشان هشتصد كس بود و دنبالهء حريفان را به هزيمت دادند و در پهلوى راست چندان پايمردى كردند كه يكصد و هشتاد كس از آنها كشته شد ، دوازده كس از سران قوم بودند كه وقتى يكى كشته مىشد ديگرى پرچم را مىگرفت نخستينشان كريب بن شريح بود ، آنگاه شرحبيل بن شريح ، آنگاه مرثد بن شريح ، آنگاه هبيرة بن شريح ، آنگاه بريم بن شريح ، آنگاه سمير بن شريح . وقتى اين شش برادر كشته شدند سفيان بن زيد پرچم را گرفت پس از او عبد بن زيد ، پس از او كريب بن زيد . و چون اين سه برادر كشته شدند عمير بن بشير پرچم را گرفت ، پس از او حارث بن بشير كه هر دو كشته شدند آنگاه وهب بن كريب ، برادر قلوص ، پرچم را گرفت و خواست پيش برود يكى از قوم وى گفت : « خدايت رحمت كند با اين پرچم برگرد كه بزرگان قوم تو اطراف آن كشته شدهاند خودت را و باقيماندهء قومت را بكشتن مده . » آنها باز گشتند و مىگفتند : « اى كاش بتعداد ما از عربان بودند كه با ما پيمان مرگ مىكردند و با هم پيش مىرفتيم و باز نمىگشتيم تا كشته شويم يا ظفر يابيم » در حالى كه اين سخن مىگفتند به اشتر گذشتند . اشتر گفت : « اينك من با شما پيمان مىكنم و قرار مىنهم كه باز نگرديم تا ظفر يابيم يا هلاك شويم . » و جمع پيش وى رفتند و با وى ايستادند . كعب بن جعيل تغلبى دربارهء اين سخن مصرعى دارد به اين مضمون : « همدانيان جنگاور ، هم پيمان مىجستند »